همانجا درگذشت. فاضلترين مرد زمان خويش كه بيش از برادرش معرف گرايشهاي انسانگرايي و نوافلاطوني مدرسهٴ شارتر بود. با مرگ وي عصر زرين اين مدرسه تقريباً سرآمد. مهمترين كتابش هفت فن1 يعني تلفيق فنون سه گانه و چهارگانه، و شش روز آفرينش2 است. افكار جهانشناسي كتاب شش روز قديميترين مظاهر السماء والعالم ارسطو را ــ كه بهتازگي گونديسالوو ترجمه كرده بود ــ در يك اثر اصيل لاتيني نشان ميدهد. ولي جوهرهٴ اين تفسير از سِفْر تكوين، صريحاً نوافلاطوني و منطبق بر اصول خِرَدورزي است: در ابتدا، خداوند ماده را خلق كرد و در آن شش روز، آنچه پديد آمد، به عبارتي، جز پيامدهاي خودبهخود آن آفرينش نخستين نبود.3 هرمان دالماسيايي (1143) نخستين ترجمهٴ تسطيحالاكر بطليموس را از عربي به تئودوريك اهدا كرد.
ژيلبر دولاپوره4
در حدود 1076، در پواتيه، زاده شد، در لاون و شارتر تحصيل كرد، بيش از دوازده سال، در شارتر و سپس در پاريس درس داد؛ اسقف پواتيه در 1142 بود و در 1154، درگذشت. فيلسوف فرانسوي. مانند آبلار كوشيد تا ميان واقعگرايي افراطي و نامگرايي آشتي دهد. كتاب اندرباب شش اصل وي كوشش براي تكميل قاطيغورياس ارسطوست. ارسطو ده مقوله را مشخص كرده بود، ولي فقط چهارتاي اولي را بهتفصيل مورد بحث قرار داده بود (جوهر، كميت، كيفيت، نسبت)؛ و ژيلبر راجع به شش مقولهٴ بعدي بحث كرد. اثر او درست مانند ايساغوجي فرفوريوس جزء لاينفك ارغنون گرديد. او كتاب العلل منسوب به ارسطو را مورد مناقشه قرار داد (ج 1، ص 148).
ويليام كونكزي5
فيلسوف واقعگرا و دانشمند فرانسوي. در حدود 1080، در كونكس نزديك آورو6 واقع در